دو نکته در خصوص این روزهای نایین باید بگویم:اول آنکه باید بدانیم آنچه هنوز در خاطره کهنسالان نایین از رجل فقیه وسیاسی بزرگ نایین مانده شخصی است به نام میرزای بزرگ نایینی،وهنوز پدران ما بر املاک آنها زراعت میکنند.اینکه چگونه به علامه منسوب شده ونام یک موسسه دانشگاهی در نایین شده خود مطلبی است که از آنها باید پرسید.

دوم آنکه سیر تخریب بافت کهن نایین به همت مشترک میراث فرهنگی نایین وشرکت نوسازی بافت فرسوده نایین شتاب بیشتری گرفته وکسانی که بیش از ۵ سال در نایین نبوده اند دیگر تصوری از یک شهر بابافتی تاریخی کهن را از ذهن خود بیرون بریزند.نمونه آن خانه بزرگ وتاریخی بود که چسبیده به مسجد باباب عبدالله بود وحد اقل ۳۰۰ سالی عمر داشت.

چاره ای نیست.باید متهم شویم به اینهمه نق زدن از خراب کردن بیشتر این بناهای نیمه ویران.ولی کاش مجموعه ای از آنها ویا نمونه های شاخص آنها که البته کم نیستند نگهداری شوند.یک بنا شاید خود ش هم خیلی مهم نباشد ولی فضاهای شهری تاریخی را می سازد.به دور وبر بازار که نگاه میکنیم یک بازار با دوردیف مغازه مانده وپشت آن یا تخریب شده یا در انتظار تخریب است.

نوع بنای مسکونی در نایین

با این تفسیر که خانه پدر بزرگ این حقیر است در محله موسوم به سکان

به جای بادگیر در این خانه ها یک ایوان بلند باد را به داخل میکشد وفضاهای آن سرداب اتاقهای همکف وطبقه دوم وفضاهای نیمه عمومی خارج از فضای اصلی را هم شامل میشوند.معمولا هم بین چند خانه همسایه فضاهایی برای ارتباط درونی هست چنان که در اینجا هم از سمت شرق یک مسیر هرچند بسیار سخت به خانه مجاور دارد.

کاروانسرا یا قلعه شهداد

جناب عظیمی گرامی

برایتان ایمیل فرستادم  چند روز پیش با عرض ارادت مجدد

جناب آقای فاطمی ممنون فرصتی بشود از مطالعات شما استفاده خواهم کرد اگر موردی بفرمایید بهتر است

 

 

س.خ.ناینی

 

دوستان عزیزی که پیغام گذاشته بودند منت بر سر این حقیر گذاشتند در اولین فرصت باز خاک وطن را سرمه خواهیم کرد .بسیار خود را گرفتار کرده ام.می ترسم نایین را اینجوری شهید کنم.

یا علی مدد.

 

تصاویر چهار طاقی سپرو

با عذر خواهی از اینکه کیفیت چندانی ندارنداز چهار طاقی وبنایی که در راس یک تپه بنا شده وکوهها ومناظر اطراف آن.الان خیلی دیدنی است.هنوز با انبوه جمعیت گردشگر روبه رو نیست.شاید هم بگویید خوب است که  مردم بروند ببینند!

 

 

 

بزرگان معاصر

امروز به مناسبت اینکه هفت تیر است ودکتر شمس الدین حسینی اولین نماینده نایین نیز در حادثه بمب گذاری شهید شد واز قضا مطلبی در مورد اودیدم این نوشته را افزودم.دکتر حسینی که در بهشت زهرا در جمع شهدای هفتم تیر دفن شده اما سنگ یادبودی نیز در امامزاده سلطان سید علی  علیه السلام در نایین دارد.او دکترای خودش را در ۱۳۴۸ به راهنمایی یحیی نوری با عنوان آیات مربوط به جهاد در اسلام با مشرکین واهل کتاب گرفت.

یادی هم بشود از مصطفی رحیمی (۱۳۰۲-۱۳۸۱)حقوقدان ومترجم ومنتقد که آثاری در ادبیات وشعر وفلسفه منتشر کرده است.او هم دکتری خود را از سوربن گرفت.

اما عربعلی رضایی مترجم وکتابدار وویراستار متولد نایین(۱۳۲۱)است که در مراکز مهم تحقیقاتی فعالیت کرده وگویا در حوزه تعلیم وتربیت وآموزش وپرورش تالیفاتی دارد.مهمترین کتابی که او ترجمه کرده وحقیر هم آن را خوانده ام تاریخ ادبیات جهان باکنر تراویک است.

سالها پیش به دیدن چهار طاقی سپرو رفتیم ولی عکسهای آن تا مدتی پیش آماده نشده بود.این جند روز تلاش کردم آنها را برای کسانی که میخواهند یک نگاه اجمالی به آثار تاریخی این ناحیه بیندازند  روی وبلاگ قرار دهم ولی نشد .امید وارم ظرف این چند روز تامل فرموده وبعد از داشته های نفیس تاریخی خود اعتماد به نفس بیشتری بیابید.مشکل آپلود عکسهای مجاز هم مزید بر علت است.

بعد هم چند عکس از قنات دیگری که در آن کاوش مختصری کرده ام برایتان می گذارم.خوش به حال سکوت دل کویر.

کویر ظاهرش  شایدخیلی دوست داشتنی نباشد ولی باطنش عالی است.مثل مردمانش که خیلی توی چشم نیستند ولی انصافا سختی را لذت ترجمه میکنند.شاید گفته باشم که در فرش نایین هم این دیده میشود.دو رنگ عمده فرش نایین لاجوردی وخاکی است.در لاجوردی آن شبان نایین با ستارگان  ابریشمی ودر خاکیش  نقش افشان بوته هایی پراکنده ولی با ریشه دیده میشود.

 

 

 

 

 

 

 

نایین نامه

در این مدتی که مشغولیات بنده حقیر چنداتن شد که نمیتوانم به درستی دلنوشته های نایینی خود را بر این رایانه گرامی بنویسم یادم آمد چند سال پیش قرار بود کتابی در بیاوریم به نام نایین نامه که مجموعه مقالاتی باشد در باره وجوه مختلف فرهنگی وتاریخی این زاد بوم عزیز.اما نشد.یعنی نه اینکه نمیشود .انشائ الله خداوند توفیقی بدهد این مدت مدید هم در فکر آن بوده ام.اما جرقه تازه را جستجو در احوال دانشمند نایینی عبدالحجه بلاغی زد که تاریخی وزندگی اش چنداش تفصیل ندارد.

اینک به خودم امیدواری میدهم تا در اولین فرصتی که گروهی از فضلا را بتوانم باخبر کنم که نایین نامه را در شکل دایره المعارف نایین فراهم کنیم-مداخل آنرا تهیه کرده وناشر وسرمایه گذاری هم پیدا کنیم.چشممان از رجال سیاسیش که آبی نمیخورد.مگر نایین دوستان همتی کنند.

حوزه های زبان شناسیُ گویش هاُ-آثار تاریخی-رجال تاریخی-رجال معاصر--فرش-سفالگری-طبیعت ومیراث طبیعی -مسکوکات وکتیبه ها-مردمشناسی-وبسیاری دیگر میتوانند مدخل های جزیی تری شوند وما بتوانیم حق نایینی بودن خود را ادا کنیم.ما درهمه این امور پیشینه ای قابل افتخار داریم.بکوشیم برای آیندگانمان افتخار ساز باشیم.

س.خ-نایینی

 

مدتی این مثنوی تاخیر شد

با اعتذار از همه دوستان ونایین دوستان از اینکه به دلیل مشغله نتوانستم حق این حداقل وبلاگ باب المسجد را ادا کنم امید وارم با شرایطی که در آینده نزدیک انشاءالله مهیا شود باز هم به سر قصه نایین شویم.

از دوستان گرامی برادارن محترم اعظمی نایینی که با یادداشتهای خود بنده را از این فکر که این نوشته ها به درد خودم میخورد دور میکنند سپاسگزارم.با اینکه دوست دارم همه برای نایین آستین بالا بزنند ومطلب بنویسند اما اگر مطلبی که استناد منطقی داشته باشد وقابل ارجاع باشد برسد ممنونم.حال آنکه از دوستانی که از خارج از ایران یا اتفاقی ویا به دنبال مطالبی در مورد نایین وفرهنگ ایرانی به ما سر میزنندهم انتظار می رود با یادداشتی ما را مهمان کنند.

 

همیشه نارنج قلعه

برای برخی از همشهریان خود به خصوص شهرداران باید روشن شود که نام دو قلعه باستانی نایین ومحمدیه در افواه وتورایخ معدود نارنج قلعه ثبت شده ونباید بدون شاهدی(که می توان بودن یا نبودنش را اثبات کرد)و تنها به دلیل شهرتی که نارین قلعه میبد پیدا کرده و به همین دلیل ونیز همت بیشتر یزدیها ومیبدیها خیلی هم معتبر تر از نارنج قلعه های ما شده ،نام این بنا را در تابلو های شهری نارین قلعه بنویسیم.بنده اگر فرصت کنم در باب صحت نام پیش گفته بررسی خواهم کرد.تصاویر زیر باز با حداقل توضیح تقدیم می شود تا اگر وقتی بود در باب تاریخ آنها هم چیزی بگویم.

مدینه نایین

لولو بهیه نام کتابی است از محمد بن هادی نایینی که نسخه های متعددی از آن در کتابخانه ها نگهداری می شود.ابتدای متن ان با این شعر شروع می شود:

حمدا علی معرفه الکلام    للمنعم المهیمن العلام

و در پایان هم این ابیات :و انا راجی العلم والرشاد                     من ربه محمد بن الهادی

منشای فی بلد الامین                    ماوی الصفا مدینه النایین

مدینه نایین پیشتر در کرسی مسجد جامع نایین ومنبر آنجا و چند جای دیگر دیده شده است.

بازار نایین ومرگ تدریجی

بازار نایین دیگر جانی ندارد تا کمر خمیده خور را راست کند.از دوره ایلخانی در قرن هشتم وآبادیهایی که رکن الدین یزدی وخانواده اش در نایین کردند یادگاریهازود زود کمرنگ می شوند.چهار سو وگذر ها و میدانها مثل ظهر تابستان نایین بی کس شده اند.میراث فرهنگی هم آخرین تیشه ها را به ریشه این ستون فقرات شهر می زند و کم کم بیماری خالی شدن پشت بازار وتخریب مغازه ها که در بخش غربی و سیل چند سال پیش شروع شده ،کم کم تن این مجرای خوش آب ورنگ را ملکوک کرده است.بازاری که مغازه هایش خراب شوند فقط سقف داردو تویزه.

بازار نایین عرض زیادی ندارد وشاید اصلا عرضی ندارد!دروازه ای رفیع که هنوز آتش ریز ها و در های دوگانه بزرگ آن از حالت تدافعی آن خبر میدهد امروزه در خواب مرگ رفته است.شهر دیگر بازار را آدم حساب نمی کند!.فقط دلخوش به مراسم سنتی شبهای تاسوعا است که شاید چند سال دیگر دلیلی از سر رفاه زدگی بیاورند تا همراه ماشینهایشان از خیابان مراسم را تماشا!!!کنند.

ولی امید همچنان هست.گروههای دوستدار میراث نیاکانی در تکاپویی هر چند ضعیف سعی در حفظ مواد ومفاهیم تاریخی این بازار دارند.خدارحمت کند پیرمرد سیدی را که همیشه در بازار به همراه گروههای خارجی از کنار او می گذشتم ونامش که مدرک هویت نایینی بودن ماست را،فراموش کرده ام.!

چاپار خانه نایین

چپر به فتح اول وکسر دوم در گویش نایینی به معنای تند وتیز وچالاک وچابک ومنسوب به چپر است که وجه نسبت آن معمول نیست.در کنار ورودی بازار نایین  بنایی از دوره های قاجار ویا شاید کمی قبل از آن وجود دارد که بنا به ساختار آن باید همان چاپار خانه نایین باشد که از آن در سفر نامه های قاجاری مربوط به نایین ذکر شده است.مثلا همان سفرنامه مربوط به تلگراف را که بخش مربوط به نایین آن را پیشتر در همین وبلاگ منتشر کردم از این چاپار خانه یاد میکند.این بنا به صورت مستقل در چهار طرف محدود به کوچه است.وبه هیچ بنای دیگر متصل نیست.احتمالا ورودی در گذر زمان با کف اصلی اختلاف ارتفاع پیدا کرده باشد.ویا ورود وخروج مالها از راه دیگری بوده که در پشت ساختمان بوده.زیرا ورودی کنونی با چند پله به طرف پایین برای ورود سواره مناسب ومیسور نیست.مالکیت بنا گویا خصوصی شده است واین هم از عجایب است!وبنده داخل آن را هم ندیده ام و تاریخگذاری آن برای همین دلیل با حدس وگمان است.در گوشه های بنا برجهایی که ارتفاع چندانی هم ندارند واز بالاخانه هم کوتاهترند دیده می شود ارتفاع دیوار بنا هم کم است ویا امروزه کف اصلی با لاتر آمده است.نوع بالاخانه در یک ورودی پله دار را در یک خانه (؟)دیگر در کوچه روبروی همین کوچه چاپار خانه می توان یافت که از کاربری قبلی آن خبری ندارم.به هر حال حفظ حریم بنا که تا کنون هم به هم نخورده عمدی بوده برای حفاظت از آن ویا دلیل خارج از بافت بودن این بنا در دوره های تاریخی.به خصوص که در نزدیکی ورودی اصلی ابزار نایین(وروودی حصار)قرار گرفته است.البته باز هم به اختصار متشتتاتی نوشتم.

مسجد جامع محمدیه(ممتی)

مسجد جامع محمدیه (mamati)

بنده نمی توانم در ارائه مطالب  نایین از علایق خود صرف نظر کنم و مساجد دوست داشتنی را در صدر آثار معرفی شده می گذارم.می دانم که مخاطبان اندک این وبلاگ یانایینی هستند یا دنبال آثار نایین به این صفحات نظر می کنند. پس اول می گویم که مسجد برای دیدن نیست برای نماز خواندن است ثم انظر.حقیر هم در همین عکس دیده می شوم. این از بحث سلوکی .اما مسجد دو ایوانه محمدیه در نزدیکی مسجد سرکوچه

از آثار مهم تاریخی نایین (به معنای اعم آن) است که منبر ی قدیمی از قرن سوم دارد.مطمئنم خیلی از نایینی   ها هنوز آنرا ندیده اند.تاریخ مسجد نباید بعد از قرن دهم هجری باشد.(؟)